تبلیغات
عشق فقط خدا - مسئول فضای سبز
 
درباره وبلاگ


زندگی میگذره کم و بیش برام

و من هنوز نقاب خنده بر لب دارم..

شاکرم خدایی که هیچوقت تنهام نذاشت..

غم دارم اما کنارش گاهی شادی خدا بهم میده

که بتونم یه یا علی بگم و دوباره بلند شم..

یاد گرفتم بخندم حتی اگه دلم حال گریه داره..

یاد گرفتم شاد کردن دیگران لذت بخشه

پس از شادی دیگران قوت گرفتم..


خدا همه امیدمون به توئه...

ببخش که گناه میکنیم در برابر چشمان تو...



سلام به دوستان عزیز

فعلا به دلایل مشگلات کاری نمیتونم قول بدم

که در چه روزی به شما سر میزنم و

همینطور اینکه وب چه روزی آپ میشه

فعلا گذری میام و میرم

حتما به شما سر می زنیم


کپی از مطالب آزاد با ذکر صلوات برای سلامتی آقا امام زمان (عج)

مدیر وبلاگ : مشکی
پیوندها
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




كد موسیقی برای وبلاگ

عشق فقط خدا
رفیقان یك به یك رفتند مرا در خود رها كردن همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند






اینم یه عزیزی که مسئول حفظ و نگهداری فضای سبز هست 



چندتا پارک رفتید که ندیده باشین آشغال های پیک نیک رفتنمون همونجا رها شده باشه ؟



من خیلی دیدم ... چقد رنجش آوره وقتی آشغال می بینیم جایی که میخاییم از فضاش برای ارامش استفاده کنیم ؟


من و شما اگه رعایت کنیم این آشغالها به مرور زمان کم و محو میشه 









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 شهریور 1394 :: نویسنده : صنا بانو
نظرات ()
چهارشنبه 15 مهر 1394 09:31 ب.ظ
"من و شما اگه رعایت کنیم این آشغالها به مرور زمان کم و محو میشه "
صد درد.
صنا بانو سلام

مرسی از شما

شنبه 7 شهریور 1394 07:58 ب.ظ
هعی





پستات همشون عالین چقد خوبه ک دیگران رو ب فکر وا میداری
صنا بانو سلام گلم

مرسی از اینکه اومدی ..خوشحالم که حالت خوبه
شنبه 7 شهریور 1394 04:50 ب.ظ
سلام...خوبین؟؟

امیدوارم از دستم ناراحت نشین، من خیلییییییییی کم میام نت

مث سابق آپ نیستم...ولی همیشه به فکرتون هستم وچنین جسارتی نمیکنم که شماروفراموش کنم

موفق باشین
صنا بانو سلام آبجی عزیزم

نه گلم خواهش می کنم ..فقط آرزو دارم هر جا هستی خوب و خوش باشی

منم به جرات میتونم بگم هر وقت میام نت به وبت سر میزنم و همینطور گاهی توی خونه که مشغول کارم به یادت می افتم
شنبه 7 شهریور 1394 04:49 ب.ظ
لایککککککککککککککککک
صنا بانو
شنبه 7 شهریور 1394 04:01 ب.ظ
سلام عزیزم ممنون که لایق دونستی به دلایلی نتونستم وب بیام اما از گوشن نگاه کردم دیدم و خوندم.برای من پروفایل بیشتر جنسیت مهمه چون وقتی بدونی مرد یا زن ادم راحتر ارتباط برقرار میکنه.زیاد هم به کسی فشار نمیارم چون پروفایل اختیاری فقط چرا دوستانی که مال تهران باشن در صورت موافقت میپرسم مال کدوم منطقه تهران هستن.
خوشحالم که بیشتر باهات آشنا شدم.

بازم ممنون و موفق باشی
صنا بانو سلام آبجی

خواهش می کنم .. مرسی که وقت گذاشتید

شما لطف داری ... ایرادی نداره ناراحت نمیشم از سوالات دوستان

منم خوشحالم که دوستان خوبی مثل شماها داریم

شما هم موفق و پیروز باشید در همه مراحل زندگیتون
شنبه 7 شهریور 1394 03:57 ب.ظ
خدایا...!

تو چقدر بین ما غریبی ...

چقدر غرق در دنیا شدیم و تو را فراموش کردیم ...

کم به یادت گریه کردیم ... کم قرآن خواندیم ... کم در نمازهامون متوجه بودیم چه میخوندیم ...

خدایا وقتشه ... وقتشه بیایم سمتت .. ... جز تو کسی نمیتونه کمکی کنه به ما ... خودت .. فقط خودت کمک کن ....

یا الله
صنا بانو
شنبه 7 شهریور 1394 03:57 ب.ظ

بارالها دانشم افزون نمــا
از وجودم جهل را بیرون نما

علم طیّب را به من تعلیـم دِه
ظلمتم را نیک از آن ترمیم دِه

تا ز مصباح تو بینم راه پیش
تو نشانم دِه حریم و گاه خویش

یاریَم دِه تا نلرزم من در آن
با تو باشم خود نلغزم من در آن
صنا بانو
شنبه 7 شهریور 1394 09:19 ق.ظ
کاش این فرهنگ جا میوفتاد که این انسان های زحمتکش، فقط برگ های خشک و شاخه های شکسته و اینجور چیزا رو برمیداشتن نه آشغال های بجا مونده از بی فرهنگی یه شهروند به ظاهر متمدن رو...
صنا بانو

سلام ... ای کاششش
جمعه 6 شهریور 1394 09:26 ب.ظ
سلام خواهری

ممنونم از لطف و مبحت شما راستش بنده دارم یه شعری مینویسم البته قبلا گفتم حالا نمیدونم اون شعر رو دیدید یا نه در مورد شهدا بودش نوشتم و گذاشتم تو وب بخش اشعار خودم شماره 22 گذاشتم . در حال حاظر دارم یه شعری رو تنظیم و تهیه میکنم مربوط به کشتار دهه 60 که هزاران نفر به دست سازمان مجاهدین خلق سازمان تروریستی شهید شدن یه شعر بلند که در قالب سیاسی گفته میشه ایشا که تنظیم شد خبرتون میکنم البته خب شعرهای که این جوری هستن خیلی وقت میگیره به خصوص سیاسی باشه به هر حال شما اولین نفری هستید که این خبر رو بهتون دادم امیدارم از پس این شعر خیلی سخت بر بیام اخه این جور شعرها خیلی حساسیت زیادی داره به هر حال ممنونم از نگاهتون و تشکر میکنم که همیشه لطف داری به انجمن ما و بنده
صنا بانو سلام

ممنونم از اینکه ما رو لایق دونستید

ان شالله در این راه موفق و پیروز باشید

منتظر خواندن این شعر زیبا هستیم
جمعه 6 شهریور 1394 12:23 ق.ظ
یادمه یک بار حواسم نبود جلوی یک رفتگر آشغال انداختم رو زمین!
بعد دیدم داره بد نگاه میکنه!
تازه فهمیدم چی شده!
سریع ورداشتم انداختمش سطل آشغال!
یعنی داشتم از خجالت آب میشدم ها!
صنا بانو

من الان چی بگم ؟
پنجشنبه 5 شهریور 1394 11:32 ب.ظ
بله درسته بیگ لایک
صنا بانو
پنجشنبه 5 شهریور 1394 11:10 ب.ظ
با سلام خدمت شما خواهری
خواهش میکنم این حرفا رو نزنید به هر حال پیش میاد ممنونم از نگاهتون و تشکر میکنم در خصوص پستها هم میتونم به یه مرد بگم بابای من که سالهاست فوت کرده اما هنوز طنین صداییش تو گوشم هست درسته بابام شغل ازاد داشت منظورم این رو میخام بگم اینجای که من زندگی میکنم دریا داره بوشهره بابام آشبز کشتی بود تو کشتی ها آشپزی میکرد شاید ماها میشد تا اونو ببینم دم در خونه هر جا که هست که میدونم روحش شاده خوش خرم باشه
در هر صورت همه باباها زحمت کش های جامعه هستن مهم نیست که بابای من شغلش چی باشه مهم این هستش که بابای منه بابای منه
صنا بانو سلام

مرسی از حضور همیشگی شما

ان شالله روحشون همیشه شاد باشه از فرزندانش

پدرها هر شغلی داشته باشن مایه افتخاره افتخار
پنجشنبه 5 شهریور 1394 05:56 ب.ظ

از کسی که دلش گرفته نپرسید چرا ؟
آدما وقتی نمی تونن دلیل ناراحتی شون رو بگن دلشون بیشتر می گیره
پنجشنبه 5 شهریور 1394 05:56 ب.ظ

برای بعضی درد ها نه می توان گریه کرد نه می توان فریاد زد
برای بعضی دردها فقط می توان نگاه کرد و بی صدا شکست
صنا بانو
پنجشنبه 5 شهریور 1394 05:55 ب.ظ

خوش به حالت حوا
خودت بودی و آدمت وگرنه آدم تو هم هوایی میشد
صنا بانو
پنجشنبه 5 شهریور 1394 02:36 ب.ظ
موج اگر می دانست ساحل هیچگاه دستش را نمیگیرد...

هرگــــــــز برای رسیدن نفس نفس نمیزد...
صنا بانو
پنجشنبه 5 شهریور 1394 02:35 ب.ظ
ابر بارنده به دریا می گفت

من نبارم تو کجا دریائی ؟

دریا در دلش خنده کنان گفت

که ای ابر بارنده تو خودت از مایی
صنا بانو
پنجشنبه 5 شهریور 1394 12:12 ق.ظ



صنا بانو
چهارشنبه 4 شهریور 1394 10:56 ب.ظ
خواستن خانه ما را آزاد کنن
خواستن عرق خوری را در دامن ما بگذارن
خواستن هرزه گی را میان خانه های خرابه و عاشقانه ها را در فیلم ها جلوه بدن
مگر یادت رفته فاطمه زهرا را
مگر عاشقانه های علی فاطمه چی بود
که حال با مانتوهای تنگ شیشه ای میایم بیرون
مگر عاشقانه های فاطمه چی بود
که حال هرزه گی پای همه جا را گرفته
از کوچه بازار تا محل کاسب
تا دولت غیر دولتی
تا مرد زن
تا دختر پسر
مگر خانه های خرابمان یادمان رفته
جنگ های که خون داشت و خون
یادتان رفته
خاکریهای بدون خاکریز
یادتون رفته
حال با اشوه گیری با مانتوهای تنگ رژهای جیغ
خدا را هم به لرزه در میاری
من حرفم حرف است
نه شعر است و نه دکلمه
فقط حرف است
مشتی حرف
که در دهانم میچرخد
مفت مفت گران میشود


سلام خدمت شما قبلا آپ میکرید خبر میداید چیزی شده خدای نکرده ما حرف بدی زدیم
صنا بانو سلام

مرسی از نوشته زیباتون

نه این چه حرفیه ... دیروز مطلب گذاشتم ولی متاسفانه وقت نشد بیام به همه دوستان اطلاع بدم


ما به غیر خوبی از شما حرف بدی نشنیدیم
چهارشنبه 4 شهریور 1394 03:02 ب.ظ
شغل مورد علاقه و رویاهای من رفتگریه
صنا بانو عالیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.